۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه

سؤال و جواب

تصور كنيد به ناگاه با كشيده اي و يا پس گردني اي بنوازندتان و ادعا كنند كه در حال تحقيقات علمي و ميداني بوديم براي اينكه كشف كنيم اين صداي "طراق" كه بعد از نواختن سيلي يا پس گردني زدن به گوش مي رسد از براي چيست؟ ناشي از ضربه ي "دست" زننده يا "گونه و قفاي" خورنده؟
آن یکی زد سیلیی مر زید را / حمله کرد او هم برای کید را
گفت سیلی‌زن؛ سؤالت می‌کنم / پس جوابم گوی وانگه می‌زنم
بر قفای تو زدم
آمد طراق / یک سؤالی دارم اینجا در وفاق
این طراق از دست من بودست یا / از قفاگاه تو ای فخر کیا
گفت از "درد" این فراغت نیستم / که درین فکر و تفکر بیستم
تو که بی‌دردی همی اندیش این / نیست صاحب‌درد را این فکر هین
البته اين روش رسيدن به "وفاق" هم خود راه و روشي است. مثل آن كس كه گفتندش برو "كلاه" بياور و او هم به روش خود؛ رفت "سر" آورد.
آن یکی مرد دومو آمد شتاب / پیش یک آیینه دار مستطاب
گفت از ریشم سپیدی کن جدا / که عروس نو گزیدم ای فتی
ریش او ببرید و کل پیشش نهاد / گفت تو بگزین مرا کاری فتاد
این سؤال وآن جوابست آن گزین / که سر اینها ندارد درد دین

اشعار از مثنوي معنوي – دفتر سوم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر