نشانی به دست بدنبال یافتن لوازم التحریر فروشی معتبری در شهر صومعه سرا بودیم. به طمع اینکه فروشنده از قیمت های سر به فلک کشیده ی رنگ روغن بی خبر مانده باشد و اجناسش را به قیمت قبلی بفروشد. پیدایش کردیم و زهی خیال باطل که در
عصر اطلاعات چه خیال خامی در سر می
پروراندیم. ضمنا بدنبال مدل نمونه ای از نقاشی حیوانات و حیات وحش بودیم
برای تمرین نقاشی همسرم. نقاشی روی جلد کتابی نظرمان را جلب کرد. " حیات
وحش در آثار نقاشی کارل برندرز". تصویر گرگی زیبا خوابیده بر علف های خشک
صحرا و با چشمانی که نه ترس بلکه آرامش را به بیننده القا می کند. این گرگ
گرچه کاندید شد اما به خاطر شهرتش انتخاب نشد و به جایش تابلوی شیر نر با
هیبتی نقاشی شد.
امروز دوستی اشاره ای داشتند به خر درون ما – چیزی به سیاق کودک درون – که گاهی زمام امور را بدست می گیرد. اما خر که چه عرض کنم ؛ باغ وحشی در درون آدمی است.امشب مقابل نقاشی تمام شده و تابلوی قاب شده ی "شیر نر" نشستم و چشم در چشم جناب شیر دوختم ؛ تا بلکه با شیر درونم ارتباطی برقرار کنم. صدائی می گفت : "شخصیت فوق در دسترس نمی باشد". دو هفته ای از آن شب خرید در صومعه سرا می گذرد. طی این دو هفته چه ها که در مذمت این مخلوقات خدا ؛ از خرس و شغال و کفتار و غیره نگفته و ننوشته ام و چه کابوس ها که ندیده ام.
آقای گرگ؛ آقای خرس؛ روباه؛ کفتار؛ گراز؛ خر؛ الاغ ؛ من از همه تان عذر می خواهم. حلالم کنید.
امروز دوستی اشاره ای داشتند به خر درون ما – چیزی به سیاق کودک درون – که گاهی زمام امور را بدست می گیرد. اما خر که چه عرض کنم ؛ باغ وحشی در درون آدمی است.امشب مقابل نقاشی تمام شده و تابلوی قاب شده ی "شیر نر" نشستم و چشم در چشم جناب شیر دوختم ؛ تا بلکه با شیر درونم ارتباطی برقرار کنم. صدائی می گفت : "شخصیت فوق در دسترس نمی باشد". دو هفته ای از آن شب خرید در صومعه سرا می گذرد. طی این دو هفته چه ها که در مذمت این مخلوقات خدا ؛ از خرس و شغال و کفتار و غیره نگفته و ننوشته ام و چه کابوس ها که ندیده ام.
آقای گرگ؛ آقای خرس؛ روباه؛ کفتار؛ گراز؛ خر؛ الاغ ؛ من از همه تان عذر می خواهم. حلالم کنید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر