از بهمن ماه سال 91 درگیر پروژه ای در شهر داران واقع در غرب استان اصفهان شده ام. از تماشای زیبائیهای این منطقه از کشورم در فصول زمستان و بهار بی نهایت لذت برده ام بطوری که دریغم آمد خانواده ام از تماشای طبیعت زیبای آن محروم بماند. اوایل این هفته سفری داشتیم به این منطقه و بازدیدی از طبیعت مسحور کننده ی آن. از گلپایگان تا شهربسیار زیبای خوانسار و گلستان کوه و دره بید با لاله های واژگونش ، سرچشمه و بند روستای افوس و نیز چشمه دیمه و تونل کوهرنگ واقع در استان چهار محال بختیاری و ...
از شهر داران که به سمت کوهرنگ حرکت می کنید دهانتان از دیدن این همه زیبایی باز می ماند. بخصوص هنگامی که جاده در کنار زاینده رود و از میان کوه ها و دره های سرسبز پیچ و تاب می خورد تا به مقصد یعنی کوهرنگ در استان چهار محال بختیاری برسید. مسیر جاده از کوهرنگ تا شهر کرد نیز بسیار زیبا و دیدنی است که فقط باید با چشم خود ببینید تا بتوانید حس و حال ما را از شوق دیدن ابن مناظر درک کنید. گشت و گزارمان با گردش در میدان نقش جهان و قدم زدن روی پل های زیبای سی و سه پل وخواجو به انتها رسید.
من نیز چون سایر هموطنان و بخصوص اهالی شهر فوق العاده زیبای اصفهان بر بی آبی زاینده رود در سال گذشته بسیار غصه خورده بودم. روز های آغاز سال جدید از خبر جاری شدن مجدد آب در زاینده رود بی نهایت خوشحال شدم. اما با دیدن این تونل کوهرنگ نوع نگاهم به موضوع کاملا تغییر کرد. وقتی شماره ی 1 را بعنوان پسوند ِ نام تونل کوهرنگ خواندم ، متوجه شدم که تنها این یک تونل نیست. آری ، تونل شماره ی 2 نیز موجود است و هم اکنون در حال بهره برداری. تونل شماره ی 3 نیز در حال حفاری. کار این تونل ها انتقال آب از سرشاخه های رود کارون به سمت زاینده رود است. بعنوان مهندس قدرت وقتی نظاره گر هدر رفتن انرژی پتانسیل عظیم این آبشار مصنوعی شدم ، لرزه بر اندامم افتاد. یک مثال بی بدیل و مهندسی تمام عیارِ اتلاف انرژی ! در شگفتم از بانیان این طرح عظیم ، بدون آنکه به فکر تولید برق از آن باشند. احتمالا این تونل به اندازه کافی برای بعضی آب و نان داشته که کسی به فکرتولید برق از آن نباشد. یاد کنفرانس های بین المللی و سمینارهای توانیر در باره ی نیروگاه های آبی کوچک به خیر . با چه طمطراقی نصب توربین ژنراتورهای آبی کوچک را حتی بروی نهر های با دبی پایین تبلیغ می کردند. بعنوان آدمی غیر متخصص در امور آب ، تنها عنوان شایسته ای که می توانم به این طرح بدهم ، راهزنی آب است توسط استان غنی و قدرتمند اصفهان ، به ضرر استان همجوار و محروم شان یعنی چهار محال و بختیاری – که چه بسا «حرف مفتی» بیش نباشد. نا گفته نماند تونل اول کوهرنگ در سال 1332 به بهره برداری رسیده است. تونل دوم در سال 1364 به پایان رسیده و از سال 1366کار انتقال آب به مخزن سد زاینده رود را شروع کرده است. در سال 1370 نیز مناقصه اجرای تونل سوم برگزار شده و در حال حاضر پروژه در حال انجام است. حدس بزنید مجری طرح کیست. سازمان آب منطقه ای اصفهان. وقتی عشایر چهار محال بختیاری روی کوهها و مراتع استان بدنبال بز و گوسفندهاشان می دوند، آب زرد کوه از زیر پایشان و از طریق تونل به زاینده رود منتقل می شود.راستی مگر بز و گوسفند چقد آب می نوشند.
شب است . روی سکوی پل ایستاده ایم. پله های ردیف اول کنار آب خالی می شود و می نشینیم. تماشای فوران آب از دهانه های پل و شنیدن صدای آب چقدر لذت بخش است. گور پدرِ برق. به یاد ترانه ی معروف و قدیمی سر پل خواجو می افتم:
سر پُل خواجو یارو وایساده!
...
چرا همچین می کنی / منو غمگین می کنی