اخیرا دوست عزیزی از شدّت و حِدّت پارازیت ها به فریاد و فغان آمده بودند و نوشته بودند که:«بابا به ...فنا رفتیم.» و از دولتِ اعتدال انتظار داشتند کمی معقول تر و با اعتدال بیشتری ولووم دستگاه پارازیت اندازی را تنظیم کنند. دوستانِ مصونِ از پارازیت ِ آنطرفِ آب هم به شوخی برایش نوشته بودند که :«آن سه نقطه ات مرا کشته.»
به سیاق دوران دانش آموزی، برای پر کردن جای خالی ِ «...» ، واژه ای مناسب تر از «باد» نیافتم که چه بسا به خاطر حجب و حیای نویسنده از متن حذف شده بود. این را بعنوان مقدمه بپذیرید تا بپردازم به اصل موضوع!
با بالا گرفتن احتمال حمله ی نظامی ِ بشر دوستانه ی غرب و امریکا به کشور سوریه ، امروز بیشتر در فکر نحوه موضع گیری بزرگانِ نظام در قبال این تهدید بودم. خوب به خاطر دارم که روز نخست ِ نوروز ِ امسال ، شاهد تهدید لفظی با خاک یکسان کردن تل آویو و حیفا بودم. این بار اما پس از انتشار ِ اخبار و شایعات رسانه های بین المللی مبنی بر قریب الوقوع بودن حمله ی نظامی به سوریه به مصداق ضرب المثل ِ پراگماتیستی ِ « مسجد جای ... نیست.» ، خبری از چنین موضع گیری های «بو دار» ی نبود. در عجبم که سرنوشتِ حیات و ممات ِ مملکتی به ... - نه غریبان- که قریبان بند است!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر