گویا خداوند نورش را با آگاهی و هدایت تنیده است.آیا همین نور فیزیکی ای که
علم از آن صحبت می کند واجد آن مشخصاتی است که در آیه ی نور آمده است؟ اگر
خداوند انتقال مفاهیم و معانی را ناچار باید از طریق مثال بیان کند؛ پس
ارتباط وثیقی بابد بین نوری که ما می شناسیم و نور خدائی - نور الانوار -
وجود داشته باشد.نور آگاهی دهنده است و هدایت کننده. از عالم مکان - شرقی و
غربی - نیست ووچودش قائم به عناصر مادی - نار یا همان آتش - نیست و نیازی
به لمس شدن توسط آتش ندارد . نوری است ورای همه ی انوار. نورعلی نور است.
به نور که می رسیم به دیواری برخورد می کنیم که عالم ماده را از عالم معنی جدا می کند، در عین حال که مرز برخورد این دو عالم است. به تعبیر هندسی این دیوار قبلا اشاره داشته ام. بدون نور تجلی او در عالم برای انسان قابل درک و احساس نبود.یعنی همین جهان مادی هم به ادراکمان در نمی آمد. آگاهی و به تبع آن هدایت نیز چیزی از سنخ نور است که بدون آن راهی به عالم معنا نمی یابیم.
در آیه ی 35 سوره ی نور آمده است:
"اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌعَلى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ".
درآیه 24 سوره ی ابراهیم نیز چنین آمده است:
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ .
اینجا هم دوباره خداوند به مثال زدن روی آورده است. مجددا همان شجره ی طیبه. اصل آن ثابت و یکتاست و فروعش که شاخ و بال آن کلمه ی طیبه است در آسمانها قرار گرفته اند. ریشه ی این درخت مبارک و طیب در عالم معناست و شاخ و بالش - تجلیات - در عالم ماده یا بقول قرآن فی السما. علی القاعده نور باید حاوی مشخصاتی باشد که علاوه برادراک و فهم شاخ و بال این درخت در عالم مادی، بتوان به وجود ریشه هم پی برد و چه بسا مشاهده اش کرد. جالب اینکه ریشه ی درخت زیر زمین است و قابل دیدن نیست.
به نور که می رسیم به دیواری برخورد می کنیم که عالم ماده را از عالم معنی جدا می کند، در عین حال که مرز برخورد این دو عالم است. به تعبیر هندسی این دیوار قبلا اشاره داشته ام. بدون نور تجلی او در عالم برای انسان قابل درک و احساس نبود.یعنی همین جهان مادی هم به ادراکمان در نمی آمد. آگاهی و به تبع آن هدایت نیز چیزی از سنخ نور است که بدون آن راهی به عالم معنا نمی یابیم.
در آیه ی 35 سوره ی نور آمده است:
"اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌعَلى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ".
درآیه 24 سوره ی ابراهیم نیز چنین آمده است:
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ .
اینجا هم دوباره خداوند به مثال زدن روی آورده است. مجددا همان شجره ی طیبه. اصل آن ثابت و یکتاست و فروعش که شاخ و بال آن کلمه ی طیبه است در آسمانها قرار گرفته اند. ریشه ی این درخت مبارک و طیب در عالم معناست و شاخ و بالش - تجلیات - در عالم ماده یا بقول قرآن فی السما. علی القاعده نور باید حاوی مشخصاتی باشد که علاوه برادراک و فهم شاخ و بال این درخت در عالم مادی، بتوان به وجود ریشه هم پی برد و چه بسا مشاهده اش کرد. جالب اینکه ریشه ی درخت زیر زمین است و قابل دیدن نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر